این زندگی منه
حالا ببینید من دیگه چه بد بختیم
شب و روز ندارم
از بس تو رفت و امدم
می رم بالا می رم پایین
صبح که بلند میشم نمی دونم چکار کنم
دیگه خلاصه با ما همراه باشید
در این قصه ی روزگار ...
این داستان ادامه دارد ...
...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:12 توسط یک نفر
|